یک شرکت تحقیقاتی پیشرو با تمرکز بر تحول دیجیتال.
خوب
مشترک فعال است
در شش سال گذشته، تمرکز بر امور مالی شخصی یکی از اهداف اصلی من بوده است.
من بیشتر دهه بیستم را با بی احتیاطی با پولم گذراندم و اشتباهات بی شماری از نادیده گرفتن حساب پس اندازم گرفته تا نداشتن صندوق بازنشستگی انجام دادم. بعد از اینکه در سال 2015 از کار تمام وقتم اخراج شدم، تصمیم گرفتم که می‌خواهم تغییرات بزرگی در سبد مالی خود ایجاد کنم و زمان با کیفیتی را صرف استراتژی‌هایی کنم که با پولم چه کنم.
از هر کسی که می توانستم راهنمایی خواستم. من آنقدر مشتاق بودم که یاد بگیرم و تصمیمات مالی بهتری بگیرم که نه تنها به سراغ متخصصان رفتم، بلکه با دوستانی که به نظر می رسید پول خود را در مکان های هوشمند دارند، تماس گرفتم. با این حال، برخی از توصیه‌هایی که دریافت کردم، توصیه درستی برای پیروی نبود، و خوشحالم که این کار را نکردم – مخصوصاً توصیه‌ای که از طرف یکی از دوستانم که مأموریت میلیونر شدن در سن 40 سالگی را داشت.
آنها چهار سال فاصله داشتند و کمتر از نیم میلیون دلار تا رسیدن به آن ارزش خالص فاصله داشتند. اما وقتی به من گفتند که باید امور مالی‌ام را روی خلبان خودکار بگذارم و خودم هیچ‌کدام از آن را مدیریت نکنم، می‌دانستم که این توصیه‌ای است که باید نادیده بگیرم، به‌خصوص که سال‌ها از پولم دور بودم.
در نهایت حق با من بود. در اینجا سه دلیل وجود دارد که خوشحالم که به این توصیه پرهزینه گوش ندادم.
وقتی برای اولین بار شروع به مدیریت پول خود کردم، از امور مالی روزانه گرفته تا سرمایه گذاری هایم، می دانستم که باید دست به کار باشم تا یاد بگیرم همه چیز چگونه کار می کند. تصمیم گرفتم یک برنامه ریز مالی استخدام نکنم تا به من کمک کند تا پولم را تقسیم کنم و در عوض کتاب ها و مقالات بی شماری را مطالعه کردم، در امور مالی خود عمیقاً بررسی کردم و اهداف مالی خود را تعیین کردم. انجام این کار به من امکان داد تا در مورد تمام گزینه های موجود در امور مالی شخصی آموزش ببینم تا بتوانم بهترین تصمیم را برای خودم بگیرم.
همچنین تصمیم گرفتم در چند سال اول از هیچ نرم‌افزار سرمایه‌گذاری رباتیکی استفاده نکنم تا بتوانم کنترل کاملی بر سهام یا صندوق‌های مشترکی که در آن سرمایه‌گذاری می‌کردم داشته باشم.
کنار گذاشتن این کنترل در اوایل سفر مالی به من این امکان را می‌داد که از مرحله آموزش عبور کنم، چیزی که احساس می‌کردم به شدت به آن نیاز دارم.
 
قانون دیگری که برای خودم وضع کردم و خلاف توصیه دوستم بود این بود که چک‌این هفتگی پول را انجام دهم. من فهرستی از جایی که پول خرج می کردم و نحوه عملکرد سرمایه گذاری هایم را تهیه می کردم. انجام این کار ضروری بود زیرا به من این امکان را می‌داد که اشتباهات را در صورت‌حساب‌های کارت اعتباری خود پیدا کنم و کمک‌های مالی را به صندوق بازنشستگی و اضطراری خود بر اساس درآمد ماهانه تنظیم کنم.
از آنجایی که من یک فرد انفرادی هستم و درآمدم ماهانه در نوسان است، انجام این فرآیند به من اجازه داد تا مطمئن شوم که امور مالی خود را به گونه‌ای مدیریت می‌کنم که بر اساس جریان نقدی فعلی منطقی باشد.
اگر من به‌تازگی سپرده‌گذاری مستقیم یا مشارکت خودکار انجام می‌دادم، درآمد متغیر من به این معنی است که شماره‌های من هر ماه خاموش می‌شد و می‌توانستم برخی از حساب‌ها را اضافه برداشت کنم، شاید بدون اینکه متوجه باشم.
درس بزرگی که در سفر مالی شخصی ام آموختم این است که مدیریت پول شما یک فرآیند عمومی نیست. برای من مهم بود که نه تنها اهداف مالی بلندمدت (مانند یک برنامه بازنشستگی و یک صندوق پس انداز برای وام مسکن بالقوه ) بلکه اهداف کوتاه مدت (مانند پرداخت هزینه عروسی یا تعطیلات) داشته باشم.
با در نظر گرفتن این اهداف، سپس گزینه‌ها و استراتژی‌های متفاوتی را بررسی می‌کنم که کم خطر هستند تا به رشد ارزش خالص خود کمک کنند و به من اجازه دهند تا به آن اهداف نزدیک‌تر شوم – چیزی که می‌دانم اگر به آن گوش می‌دادم اینقدر فعال نبودم. به دوستم و امور مالی من را خودکار کرد.

افشا: این پست ممکن است محصولات و خدمات مالی را برجسته کند که می تواند به شما در تصمیم گیری هوشمندانه با پولتان کمک کند. ما توصیه سرمایه گذاری نمی کنیم یا شما را تشویق به اتخاذ یک استراتژی سرمایه گذاری خاص نمی کنیم. اینکه تصمیم می گیرید با پولتان چه کاری انجام دهید به خودتان بستگی دارد. اگر بر اساس یکی از توصیه‌های ما اقدامی انجام دهید، ما سهم کمی از درآمد را از شرکای تجاری خود دریافت می‌کنیم. این تأثیری در ارائه محصول یا خدمات مالی ما ندارد. ما مستقل از تیم فروش تبلیغات خود کار می کنیم. استانداردهای سرمقاله ما را بخوانید .
برای شما

source

توسط perfectmoment