یک شرکت تحقیقاتی پیشرو با تمرکز بر تحول دیجیتال.
خوب
مشترک فعال است
هنگامی که استاد کالج محلی، کتی کریا از خانه کار می کند، چراغ ها را خاموش می کند و به نور طبیعی تکیه می کند، فضای خود را ساکت و بدون عطر نگه می دارد، و کلاه سردردی بر سر می گذارد که یخ را روی سر تپنده اش فشار می دهد. وقتی Crea در محوطه دانشگاه کار می کند، نمی تواند هیچ یک از آن ها را کنترل کند – و میگرن او متوجه می شود.
اگرچه نوع دلتای کووید-19 تابستان امسال کشور را غوغا کرد ، بیمارستان‌ها به دلیل کمبود ظرفیت ، بیماران را دور می‌زنند و روزانه 2000 آمریکایی در اثر این ویروس جان خود را از دست می‌دهند ، بسیاری از دفاتر و محل‌های کار بازگشایی می‌شوند و از کارمندان می‌خواهند به میز کار خود بازگردند. برای کارگران مبتلا به بیماری مزمن و ناتوان، فشار برای بازگشت به دفتر کار بسیار سخت‌تر است: وقتی از خانه کار می‌کردند، می‌توانستند به همان اندازه که آن روز احساس می‌کردند مریض باشند – پرده‌ها را ببندند، از رختخواب کار کنند، و مراقب باشند. پد حرارتی روی شکم آنها اما در بازگشت به دفتر، آنها به یک عادت قدیمی باز می گردند: نقاب زدن.
نقاب زدن، مفهومی که در جامعه اوتیسم رایج است، اصطلاحی است که برای توصیف وظیفه‌ای است که افراد مبتلا به بیماری مزمن و ناتوان انجام می‌دهند تا علائم و درد خود را پنهان کنند تا وانمود کنند که در مقابل افراد توانا خوب هستند.
کرا بیشتر زمان همه گیری را قبل از بازگشت به دانشگاه یک ماه پیش از خانه کار کرد. هنگامی که در حین تدریس، میگرن رخ می دهد، علی رغم سرگیجه همراه با چنگ زدن به پایه سخنرانی، خود را ایستاده نگه می دارد.
در آن لحظات، او می‌گوید که «مغز معلم» او تسلط پیدا می‌کند و به طور خودکار به راه خود ادامه می‌دهد، درد را تحت فشار قرار می‌دهد و نقاب می‌اندازد تا زمانی که بتواند تنها شود. پس از کلاس، او به دفتر خود عقب نشینی می کند، جایی که می تواند محیط خود را کنترل کند و ماسک بیماری مزمن خود را کنار بگذارد. او کیت میگرن خود را غربال می‌کند، داروی سقط‌کننده را انتخاب می‌کند و کیسه یخ خود را پر می‌کند تا آن را روی سر دردناکش فشار دهد. چراغ‌های بالای سر را خاموش می‌کند و روی صندلی دورتر از پنجره می‌نشیند تا کسی نتواند او را ببیند و منتظر است تا درد آرام شود. اما در حالی که او در کلاس درس است، بیماری خود را پنهان می کند.
کتی گفت: «این ترم داشتم به یکی از کلاس‌هایم می‌گفتم که میگرن دارم، اما آن را تقلبی می‌کنم. "و یکی از شاگردان من با صدای بلند گفت: "اما شما نباید این کار را انجام دهید." او کاملاً درست می گوید."
وقتی دوباره وقت کلاس فرا می رسد، کیسه یخ خود را کنار می گذارد و به کلاس درس با نور فلورسنت برمی گردد. کرا به Insider گفت که ماسک زدن به طور طبیعی برای او اتفاق می‌افتد: گاهی اوقات، او حتی متوجه نمی‌شود که دارد این کار را انجام می‌دهد تا زمانی که به خانه می‌رسد و در دردی که منتظرش بود سقوط می‌کند.
کرا گفت: "در پایان روز تصادف می کنم." "این آخر هفته، من یک روز و نیم را صرف کردم که اصلاً کار نکردم. انرژی برای انجام کاری سخت تر از ورق زدن یک کتاب را ندارم."
برای یک درمانگر مبتلا به اندومتریوز و درد مزمن که با اینسایدر صحبت کرد، توانایی کار از خانه در طول همه‌گیری همه‌گیری یک مرهم خوش‌آمد برای واقعیت‌های زندگی با یک بیماری مزمن بود.
هنگامی که در خانه می ماند، به همه چیزهایی که در صورت شعله ور شدن نیاز داشت دسترسی داشت: لباس های گشاد، پد گرم کننده، وان حمام و داروها. او بین جلسات درمانی بدون ترس از غیرحرفه ای یا ناتوان به نظر رسیدن استراحت می کرد. اکنون که او به مطب بازگشته است، می گوید که ماسک زدن لایه دیگری از درد را به بیماری مزمن او اضافه می کند.
او گفت: « نقاب زدن انرژی زیادی می خواهد. من مجبور هستم به دلیل آسیب‌هایی که بر بدنم وارد می‌کند، کار کردن از خانه را بیشتر در نظر بگیرم، و از این بابت احساس شرمندگی زیادی دارم.
همچنین یک احساس شرم حاد در مورد ماسک زدن وجود دارد: اگر او به خوبی ماسک کند، ممکن است مردم باور نکنند که او واقعاً بیمار است. اگر او به خوبی ماسک نکند، مردم ممکن است درد او را کم اهمیت جلوه دهند.
او گفت: "همه چیز بسیار پیچیده است." من بعد از آن از نظر عاطفی و ذهنی به سطح جدیدی تخلیه می شوم.
توبلین که دارای ADHD و اوتیسم است، یک محقق جرایم سایبری است. او به دلیل ماهیت حساس کارش استفاده از نام مستعار را انتخاب کرد. او به Insider گفت که ماسک زدن در محل کار آنقدر انرژی ذهنی و جسمی می خواهد که وقتی به خانه می رسد آنقدر خسته می شود که نمی تواند کارهای خانگی مانند شستن ظرف ها یا تمیز کردن آپارتمانش را انجام دهد.
او گفت که افراد نوروتیپیک یا توانمند، تلاش محض هزینه پوشاندن به اندازه کافی خوب برای ظاهری عملکردی را درک نمی کنند. وقتی بالاخره به خانه می رسد و می تواند ماسک را پایین بکشد، دیگر انرژی برای چیز دیگری باقی نمی ماند.
توبلین می‌گوید: «من باید یک فرد عصبی باشم که در یک جامعه عصبی و با معیارهای عصبی زندگی می‌کنم. "این کار به مقدار زیادی انرژی فیزیکی و ذهنی نیاز دارد."
بیماری مزمن یا ناتوان بودن، تلاشی دائمی برای متعادل کردن مجموعه ای از عوامل پیچیده و درهم تنیده برای مدیریت علائم است. به اندازه کافی خوابیدی یا زیاد؟ آیا غذای مناسب را در زمان مناسب خوردید؟ آیا داروهای پیشگیرانه خود را در این ماه زیاد مصرف کردید؟ آیا بیمه درمانی شما دیگر حتی داروهای شما را پوشش می دهد؟ آیا انرژی دارید که امروز به کار خود برسید؟ چگونه می توانید توضیح دهید که بله، شما دوباره مریض هستید، زیرا بیماری مزمن به این معنی است که شما همیشه تا حدی بیمار خواهید بود؟ چگونه می توانید همه چیزهایی را که زندگی می خواهد علاوه بر مدیریت بدن سرکش خود مدیریت کنید؟
علاوه بر این خواسته‌های همیشگی، فشاری برای پوشاندن وجود دارد – برای اینکه خود را به عنوان فردی توانا و عصبی نشان دهید، تا بیماری خود را از کسانی که خود مجبور نیستند با آن زندگی کنند دور نگه دارید.
برای مدتی، در حالی که از خانه کار می‌کردند، کارگران مبتلا به بیماری مزمن و معلول مجبور شدند ماسک‌های خود را کنار بگذارند و به راحت‌ترین شکلی که می‌توانستند در بدن خود حضور پیدا کردند. اما با بازگشایی دفاتر، کارگران ماسک‌های خود را تعویض می‌کنند و بدن‌های خود را به محیط‌هایی می‌فرستند که برای آنها در نظر گرفته نشده است.
برای شما
برای شما

source

توسط perfectmoment