یک شرکت تحقیقاتی پیشرو با تمرکز بر تحول دیجیتال.
خوب
مشترک فعال است
در دهه 1970، ایالات متحده سه جنگنده انقلابی را در جنگنده های F-14 Tomcat، F-15 Eagle و F-16 Fighting Falcon وارد خدمت کرد.
امروزه، دو تا از این پلتفرم‌ها نه تنها در خدمت هستند، بلکه در حال تولید هستند و تنها تاپ گان F-14 به وظیفه موزه واگذار شده است.
امروزه، بسیاری از آدم‌های عصبی هواپیما (مانند این نویسنده) هنوز F-14 Tomcat را جزو هواپیماهای مورد علاقه خود در تمام دوران می‌دانند… پس چه چیزی می‌دهد؟ چرا سواری ماوریک نه تنها زودتر از موعد بازنشسته شد و به معنای واقعی کلمه وارد دستگاه خردکن صنعتی شد، در حالی که Eagle و Viper همچنان تا به امروز از خطوط مونتاژ خارج می شوند؟
حقیقت این است که F-14 Tomcat یک جنگنده بسیار پیشرفته بود که واقعاً هدفمند برای یک درگیری هسته ای پایان یافتن جهان ساخته شده بود. وقتی به برنامه، چالش های آن و راه حل های بعدی نگاه می کنید، تصویر کمی واضح تر می شود.
F-14 زمانی که ما در آستانه جنگ جهانی سوم بودیم، منطقی بود… اما بدون یک قایقران شوروی که دفتر جیب عمو سام را بالا و پایین نگه دارد و تکان بخورد، به یک راه حل فوق العاده گران قیمت و گاهی مشکل ساز برای مشکلی تبدیل شد که هیچ کس دیگر نداشت. و بدتر از آن، تنها بخشی از ناوگان F-14 به همان اندازه که اکثر مردم جهان معتقد بودند توانایی داشتند.
اما برای اینکه کاملا واضح باشد، هنوز یک جت جهنمی بود.
گرومن اف-14 تامکت یک هواپیمای فوق العاده توانا بود و دلیل خوبی هم داشت. در دورانی قبل از اینکه موشک‌های بالستیک بین قاره‌ای (ICBM) به وسیله نقلیه حمل سلاح هسته‌ای تبدیل شوند، تامکت تا حد زیادی برای خنثی کردن قوی‌ترین ابزار اتحاد جماهیر شوروی برای قرار دادن سلاح‌های هسته‌ای در خاک آمریکا طراحی شده بود: ناوگان آنها. بمب افکن های استراتژیک
در زمان حال، ایده پرواز یک نیروی خارجی بمب افکن بر فراز قاره ایالات متحده عملاً غیرممکن به نظر می رسد، به لطف ردپای نظامی گسترده آمریکا، فناوری پیشرفته تشخیص و شرایط ژئوپلیتیک امروزی، بخش کوچکی از آن نیست. در اوج جنگ سرد اینطور نبود.
در واقع، تهدید ناشی از بمب افکن های دوربرد شوروی به حدی وخیم بود که قبل از رایج شدن موشک های هوا به هوا در دهه 1960، ایالات متحده در واقع یک سلاح هسته ای هوا به هوا با پیشرانه راکتی ساخت که می توانست از بین برود. تمام تشکل ها با یک پرتاب.
با تهدید بمب‌افکن‌های شوروی مجهز به سلاح‌های هسته‌ای یا موشک‌های ضد کشتی در خط مقدم ذهن، گرومن بزرگ‌ترین و سنگین‌ترین جنگنده حامل تاریخ را طراحی کرد که مقدار قابل توجهی از آن وزن را به موشک جدید فونیکس و سیستم‌های داخلی اختصاص داد. برای استفاده از آن مورد نیاز است.
هنگامی که سوخت و آماده برای رفتن، F-14 در 61،000 پوند است که وزن تقریبا دو برابر آینده F / A-18 و کاملا کمی بیش از دو برابر وزن یک به طور کامل سوخت F-16 مبارزه با فالکون .
علیرغم همه این سنگینی ها، تامکت هنوز نیاز داشت که سریع باشد، بنابراین گرومن F-14 را با موتورهای TF30 پرت اند ویتنی که در اصل روی F-111B نصب شده بودند، جفت کرد. هر موتور می‌توانست 14560 پوند نیروی رانش را تحت نیروی نظامی ایجاد کند، با خروجی پس سوز تا 25100 پوند.
در مجموع، F-14 می‌توانست از ترکیب 50000 پوند نیروی رانش استفاده کند تا هواپیما را به سرعت حیرت‌انگیز 2.3 ماخ برساند، و طراحی بال متغییر آن، هم در سرعت‌های پایین مورد نیاز برای فرود ناو هواپیمابر و هم در سرعت‌های بالا، هندلینگ عالی به آن داد. قبل از اینکه ایوان بتواند موشک های ضد کشتی خود را به سمت یک ناو آمریکایی مستقر کند، باید رهگیری می کرد.
به لطف آن طراحی بال متغییر، F-14 می تواند از بسیاری از رقبای توانمند نسل چهارم خود، از جمله F-16 کوچک و زیرک در شرایط مناسب، سخت تر شود. این بدان معناست که نه تنها می‌توانست به سرعت زمین را برای درگیری با بمب‌افکن‌های شوروی بپوشاند، بلکه تامکت واقعاً می‌توانست با سگ جنگی بجنگد و در صورت درخواست، پیروز شود.
تامکت با تمام توانایی هایش، می تواند دردسرساز هم باشد. موتورهای TF30 در واقع قدرتمند بودند، اما مسلماً برای این کار بیش از حد حساس بودند.
آنها برای کاربردهای سنگین تر در F-111B 80000 پوندی طراحی شده بودند، اما آن پلت فرم بیشتر بمب افکن بود تا جنگنده. بمب‌افکن‌ها برای حمل محموله‌های خود در سرعت‌های جنگی به موتورهای قدرتمندی نیاز دارند، اما پاکت‌های پروازی آن‌ها با جنگنده‌ها بسیار متفاوت است.
هنگامی که در زوایای حمله بالا کار می‌کردند، یا زمانی که خلبان موقعیت دریچه گاز را به سرعت تنظیم می‌کرد (هر دو جنبه معمول نبرد هوایی، جت برای مأموریت‌های بمب‌افکن ساخته شده بود، اما در مأموریت‌های بمب‌افکن غیر معمول)، موتورها مستعد توقف کمپرسور بودند. این موضوع باعث شد تا برخی تامکت را "هواپیما خوبی با دو تکه زباله" بنامند.
کاپیتان لی تیلوتسون، هماهنگ کننده برنامه F14 نیروی دریایی، در سال 1984 به واشنگتن پست گفت: «از همان ابتدا شما اساساً به خلبانان آموزش می دهید که موتور را به عنوان اولویت پرواز با هواپیما به پرواز درآورند.
خلبان باید همیشه از کارهایی که با دریچه گاز انجام می دهد آگاه باشد.
نگران‌کننده‌تر این است که موتورها در فاصله 9 فوتی از هم نصب شده‌اند تا امکان جابجایی بیشتر و فضای بیشتری برای حمل سلاح فراهم شود، توقف در یک موتور می‌تواند هواپیما را در یک چرخش مسطح اغلب غیرقابل بازیابی پرتاب کند. این مسائل منجر به از دست دادن 40 فروند F-14 در کل شد.
اما این فقط مشکل توقف موتور در سواری ماوریک نبود. پره‌های توربین داخل موتور نیز مدت‌ها قبل از پایان عمر مورد انتظارشان مستعد خرابی بودند که باعث آسیب فاجعه‌بار به موتور و به خطر افتادن جان خلبانان می‌شد.
امروز، ممکن است با هیبت غم انگیز به F-14 نگاه کنیم و به یاد بیاوریم که چگونه این تنها جنگنده ای بود که می توانست پا به پای میگ-28 (تخیلی) ایستادگی کند. اما وقتی در خدمت بود، همه تامکت را دوست نداشتند.
در سال 1987، F-14 ها شروع به دریافت موتورهای جدید در جنرال الکتریک F110 کردند که نیروی رانش بیشتری را ارائه می کرد و بسیاری از مشکلات قابلیت اطمینان مرتبط با TF30 را از بین می برد.
این F-14B های بهبود یافته و F-14D های بعدی بسیار شهرت تامکت "تاپ گان" بودند، و در نتیجه، اغلب طرفداران تامکت را خواهید دید که مشکلات TF30 را به عنوان یک مشکل خاص برای F-14A در جهان نادیده می گیرند. روزهای اولیه عملیات
حقیقت این است که یک بودجه بسیار زیاد باعث شد که انتقال از TF30 به F110 به کندی پیش برود.
در سال 1996، نه سال پس از F110 وارد خدمات در F-14، نیروی دریایی ناوگان F-14 شامل فقط 126 تامکت با موتورهای جدید GE، در حالی که 212 دیگر هنوز هم در TF30 مزاحم پرواز بودند. در واقع، F-14A که از TF30 استفاده می‌کردند تا اواخر سال 2004 همچنان برای نیروی دریایی پرواز می‌کردند.
طراحی بال متغییر F-14 یکی از بارزترین ویژگی های بصری این هواپیما است و نمی توان انکار کرد که فرضیه پشت آن منطقی است. بال‌ها می‌توانند از 20 درجه تا 68 درجه متفاوت باشند در حالی که در هوا هستند تا بهترین ویژگی‌های پرواز ممکن را در سرعت‌های پایین و بالا داشته باشند.
موقعیت بال به طور خودکار توسط رایانه داده هوایی مرکزی کنترل می شد و اطمینان حاصل می کرد که بال ها برای بهترین نسبت بالابر به کشش ممکن برای هر موقعیت قرار می گیرند، اما همچنین می توانند به صورت دستی توسط خلبان کنترل شوند.
همانطور که می توانید تصور کنید، سیستمی که توانا و پیشرفته باشد نه تنها پیچیده و سنگین بود، بلکه نیاز به نگهداری کمی نیز داشت. بسته به برآورد نیروی دریایی، F-14 تامکت مورد نیاز بین 30 ساعت و 60 ساعت پس از تعمیر و نگهداری برای هر یک ساعت آن را در هوا به سر برد.
قیمت های بالای مربوط به نگهداری سیستم های پیچیده بال جارویی اغلب به عنوان یکی از مهم ترین دلایل بازنشستگی زودهنگام تامکت در مقایسه با همتایان جنگنده آمریکایی آن ذکر می شود.
اما در حالی که هزینه های تعمیر و نگهداری ممکن است بزرگترین مشکل بال های F-14 بوده باشد، قیمت تنها چیزی نبود که مردم از آن شکایت داشتند.
در حالی که تنظیمات موقعیت بال سریع و خودکار بود، خلبانان آموزش در برابر تامکت ها در اف-15 و اف-16 به زودی گزارش دادند که تغییر موقعیت بال به آنها کمک کرد تا به سرعت وضعیت انرژی و حرکت F-14 را در طول مانور ارزیابی کنند.
F-14 Tomcat مانند بوکسوری که مشت خود را تلگراف می کند، مانورهای خود را تلگراف می کرد و خواندن و پیش بینی آنها را برای حریفان ماهر و با تجربه آسان تر می کرد.
اگر نیروی دریایی مجبور شده بود F-14 های خود را برای نبرد قرار دهد، احتمالاً این شاخه هواپیماهای بیشتری را به دلیل خرابی موتور از دست می داد تا اینکه در آتش دشمن مجبور بود، و حتی موشک باورنکردنی فونیکس آن بعید بود که این واقعیت را تغییر دهد.
در حالی که نسخه های بعدی F-14 مانند F-14B و F-14D با موتورهای بهتر، کابین دیجیتال و سیستم های اویونیک پیشرفته عرضه شدند، بخش خوبی از ناوگان از موتورهای غیر استاندارد TF30 برای اکثر عمر جنگنده استفاده می کردند.
این جت‌ها فقط به مانورهای 6.5G محدود می‌شدند تا نگرانی‌ها در مورد توقف کمپرسورها در موتورها کاهش یابد، اما این امر تامکت را در برابر جنگنده‌های مدرنی مانند F-15 ، که بیش از 9 Gs رتبه‌بندی شده بودند، در یک نقطه ضعف مشخص قرار داد.
با این حال، برخی همچنان مدعی بودند که اف-14 تامکت به لطف سیستم تسلیحاتی جدید شگفت انگیزش: موشک فونیکس، نیازی به آکروباتیک ندارد.
موشک مشهور AIM-54 Phoenix و رادار AN/AWG-9 که به طور خاص برای استفاده از آن ساخته شده است، واقعاً شایسته احترامی است که در طول سال ها به دست آورده است.
رادار AN/AWG-9 می تواند تا شش هدف را از فاصله 100 مایلی شناسایی و ردیابی کند، و زمانی که به شش موشک AIM-54 Pheonix مسلح شود، F-14 می تواند تمام سلاح های خود را تنها در 38 ثانیه مستقر کند. این یک سلاح هوا به هوا بود که در روزگار خود مشابهی نداشت، اما واقعاً برای استفاده علیه جنگنده های دشمن در نظر گرفته نشده بود.
AIM-54 Phoenix 13 فوت طول و 15 اینچ قطر داشت و از نظر فنی حداکثر برد 125 مایل داشت (اگرچه هدف گیری به 100 محدود بود). این موشک قبل از مشتعل کردن موتور عظیم خود مانند یک بمب پرتاب شد، که بلافاصله موشک را تا ارتفاع 80000 پا پیش می‌برد و با هدف بسته می‌شد و از انرژی جنبشی خود برای هدایت آن به سمت هدف مورد نظر خود استفاده می‌کرد.
این رویکرد برای درگیری‌های دوربرد علیه بمب‌افکن‌های بزرگ، آهسته حرکت می‌کند، مانند بمب‌افکن‌هایی که در اتحاد جماهیر شوروی به کار می‌رفت، اما در برابر جنگنده‌های سریع‌تر و زیرک‌تر کاربرد چندانی نداشت. پوشش چنین مسافت های طولانی فقط به جنگنده های دشمن فرصت زیادی داد تا متوجه شوند که هدف قرار گرفته اند و اقدامات گریزان کافی را انجام دهند.
در ژانویه 1999، دو فروند F-14 هر کدام یک موشک فونیکس را به سمت دو میگ-25 عراقی شلیک کردند، اما هر دوی آنها موفق شدند. در همان سال، F-14 دیگری یک فونیکس را به سمت MiG-23 شلیک کرد، اما یک بار دیگر موفق نشد. هیچ F-14 هرگز هواپیمای دشمن را با موشکی که برای حمل آن طراحی شده بود، ساقط نکرد.
وقتی بحثی در مورد هواپیمای گران قیمت F-14 می شنویم، تقریباً در این دوره از برنامه های جنگنده تریلیون دلاری مانند F-35 Joint Strike Fighter لاکهید مارتین کاملاً مقدس است، اما دقیقاً مانند مقایسه بازده باکس آفیس برای فیلم های منتشر شده دشوار است. به فاصله چند دهه، تورم راهی برای ربودن ارزش شوک از ارقام تاریخ دارد.
بنابراین به نفع زمینه، بیایید این امتیاز قیمت F-14 را به ارقام 2021 تبدیل کنیم.
اولین دسته از F-14A نیروی دریایی با قیمت 38 میلیون دلار برای هر هواپیما در سال 1973 به نظر می رسد. این رقم در مقایسه با حدود 88 میلیون دلار برای F-15EX جدید این روزها بسیار ارزان به نظر می رسد، اما وقتی شما این عدد را طوری تنظیم کنید که نزدیک به پنج دهه تورم را منعکس کند، شما یک رقم کاملا تکان دهنده بیش از 234 میلیون دلار به ازای هر F-14 Tomcat دریافت می کنید.
هزینه تولید اولیه F-35 در هر واحد نیز بسیار بالا بود، اما همچنان بیش از 10 میلیون دلار کمتر از تامکت، 221 میلیون دلار برای هر جنگنده بود . تا سال 1988، 13 سال بعد، F-14D به ازای هر قاب هواپیما 74 میلیون دلار هزینه داشت که با تعدیل تورم قیمت تامکت را به 171 میلیون دلار برای هر هواپیما به دلار امروزی کاهش می دهد.
سال گذشته 13 سال از اولین سری تولید F-35 می گذرد، با قیمت هر واحد F-35A در حال حاضر حدود 78 میلیون دلار به ازای هر بدنه – 93 میلیون دلار کمتر از F-14 برای هر جت .
هنگامی که این اعداد را دقیقاً دقیقاً می‌بینید، متوجه می‌شوید که ایالات متحده بمب‌افکن‌های شوروی را چقدر تهدید می‌کرد. این قیمت‌ها به‌عنوان وسیله‌ای برای جلوگیری از پایان جهان قابل توجیه تلقی می‌شدند، اما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به نظر می‌رسید که آخرالزمان در آینده قابل پیش‌بینی متوقف شود.
اگر خواندن این مقاله را با جایگاه ویژه ای در قلب خود که برای F-14 در نظر گرفته شده است، شروع کرده اید، ممکن است تا به حال دندان قروچه کرده باشید – اما مهم است به خاطر داشته باشید که گران بودن و مشکل ساز بودن به این معنی نیست که تامکت نیز یک مجری حیرت انگیز بدون همتای واقعی در عصر خود. باز هم مقایسه بین جنگنده ماوریک و اف-35 مدرن سودمند است.
امروزه، برای یافتن افرادی که F-35 را شکست خورده می‌دانند، نیازی نیست دور بروید، زیرا به دلیل هزینه‌های بیش از حد، تاخیر در تولید، و برخی گزارش‌های اولیه از عملکرد ضعیف این جنگنده در برابر جت‌های قدیمی‌تر است. با این حال، افرادی که نمی‌توانید F-35 را یک شکست‌خورده بنامید، مردان و زنانی هستند که در جنگ با نیروگاه نسل پنجم پرواز می‌کنند.
F-35 با استفاده از همان معیارهایی که برای جنگنده هایی مانند F-15 استفاده می کنیم، بسیار متفاوت است. این روش برای پیروزی در دعواها به فناوری و نه زور وحشیانه متکی است – و هر چند این رویکرد مؤثر باشد، انتشار مطبوعاتی هیجان انگیزی را ایجاد نمی کند.
اف-14 تامکت نیز توسعه دشواری داشت و گاهی اوقات در بازی های جنگی توسط جنگنده های دیگر آمریکایی مورد ضرب و شتم قرار می گرفت، اما مانند F-35 … این هواپیما برای انجام کارهایی ساخته شد که هیچ جنگنده دیگری در آن زمان قادر به انجام آن نبود.
زمانی که F-14 برای اولین بار به آسمان رفت، بزرگتر، سنگین‌تر بود و می‌توانست بیش از هر جنگنده‌ای در تاریخ مهمات حمل کند. در زمانی که بسیاری از نیروهای هوایی ملی هنوز بر روی اسلحه ها و توپ ها برای نبرد هوا به هوا متمرکز بودند، می توانست بمب افکن های دشمن را از بردهای سه رقمی ردیابی و درگیر کند. از طریق ارتقاهای بعدی، در لبه پیشرفته سیستم های اویونیک قرار گرفت و در نهایت حتی قابلیت های قابل احترام هوا به زمین مانند همتایان چند منظوره خود را به دست آورد.
اما رسیدن به این نقطه به جلو گران است… و در نهایت، این دلارها و سنت ها هستند که ترکیب ناوگان جنگنده آمریکا را دیکته می کنند. آیا F-14 می‌توانست مدرن، ارتقاء و بهبود یافته باشد تا همچنان پرواز کند؟ البته می توانست. اما مانند بازگرداندن F-22 Raptor از مرگ … گاهی اوقات نگهداری یک جنگنده واقعا خوب قدیمی بیشتر از هزینه طراحی و ساخت یک جنگنده جدید عالی است.
F-14 ممکن است در مقایسه با برخی از جت های خواهر خود در دهه 70 عمر مفید کوتاهی داشته باشد، اما نمی توان انکار کرد… حضور قدرتمند تامکت تأثیرات ماندگاری بر هوانوردی دریایی و حتی روابط خارجی در سراسر جهان داشت.
F-15 و F-16 ممکن است مدت بیشتری باقی بمانند، اما F-14 همیشه برای برخی از ما تاپ گان خواهد بود.
برای شما
برای شما

source

توسط perfectmoment