یک شرکت تحقیقاتی پیشرو با تمرکز بر تحول دیجیتال.
خوب
مشترک فعال است
من از لحاظ تاریخی آدم صبحگاهی نبودم. ساعت 10 صبح را زود می‌دانستم و حتی آن موقع هم خودم را از رختخواب بیرون می‌کشیدم و با انزجار از یک روال صبحگاهی عبور می‌کردم. من هرگز طلوع خورشید را ندیدم و هرگز نخواستم. آماده شدن برای کار، حتی زمانی که برای خودم کار می‌کردم، یک کار طاقت فرسا بود.
به کسانی که به نظر می رسید ساعت 5 صبح با قدرت از رختخواب می پرند غبطه می خوردم. فکر می‌کردم این باید یک ویژگی طبیعی خاص باشد و هرگز نمی‌توانم به آن برسم. اما همانطور که آموخته ام، در حالی که برای برخی افراد صبحگاهی بودن طبیعی است، شما همچنین می توانید عمداً یک فرد باشید. وقتی به خودم آموزش دادم که یک فرد صبحگاهی شوم، متوجه شدم که نه تنها کمتر احساس خستگی می‌کنم، بلکه بهره‌وری من افزایش می‌یابد و عملکرد تجاری‌ام نیز بهبود می‌یابد.
در اینجا آمده است که چگونه از یک جغد شب به یک پرنده اولیه تبدیل شدم و چگونه به تجارت من کمک کرد.
اگر تمام شب را بیدار باشید نمی توانید انتظار داشته باشید که یک فرد صبحگاهی شوید. من عادت بدی داشتم که هر شب بعد از اینکه بچه‌هایم به رختخواب می‌رفتند، جلوی تلویزیون بیرون می‌رفتم و به دنبال وقت تنبلی برای خودم بودم. من اغلب تا دیروقت بیدار می‌ماندم و روی کاناپه می‌خوابیدم، و سپس با بچه‌ای در صورتم و جیرجیزی در گردنم از خواب بیدار می‌شدم. چگونه می توانم انتظار داشته باشم که هوشیار باشم و از وظایف کاری خود آگاه باشم، در حالی که بدن و ذهن من واقعاً استراحت نکرده بود؟
تنظیم یک برنامه روتین در شب اولین قدم من برای تبدیل شدن به یک فرد صبحگاهی بود. هر شب، بچه‌های من تا ساعت 8 شب در رختخواب هستند و من شروع به آماده‌سازی برای روز بعد می‌کنم، با برنامه‌ریزی با تکنیک‌های مسدود کردن زمان، انتخاب لباس برای بچه‌ها و اطمینان از تمیز بودن اتاق نشیمن و آشپزخانه. سپس یک ساعت به خودم فرصت می دهم تا آرام شوم. گاهی اوقات این به معنای تماشای تلویزیون است، گاهی اوقات به معنای خواندن یا معاشرت با شوهرم است. من حتی یک تایمر تنظیم کردم تا صادق باشم! بعد از یک ساعت لباس خوابم را عوض می کنم، مسواک می زنم و صورتم را می شوم و می روم به رختخواب.
دانستن اینکه صبح روز بعد من آماده و آماده رفتن است به من کمک می کند تا راحت تر باشم و سریعتر بخوابم. بدن و ذهن من در واقع در حال استراحت هستند، بنابراین وقتی ساعت 6 صبح روز بعد بیدار می شوم، احساس هوشیاری و آمادگی می کنم. من می توانم از برنامه صبحگاهی خود عبور کنم، همه را به مدرسه برسانم، و با کارآمدی و دقت روی کارهای تجاری خود تمرکز کنم.
من صاحب یک آژانس بازاریابی رسانه های اجتماعی بوتیک هستم، بنابراین عمدتاً از خانه با یک تیم از راه دور کار می کنم. وقتی صاحب کسب و کار خود هستید، می‌توانید همیشه در دسترس باشید و برای هرکسی که به شما نیاز دارد، چه کارمند یا مشتری، در دسترس باشد. تا دیروقت بیدار می‌ماندم و به ایمیل‌ها پاسخ می‌دادم، پیامک می‌فرستم یا فهرستی پشت سر هم از کارهایی که نگران بودم فراموش می‌کردم تهیه کنم. احساس اینکه همیشه نیاز داشتم در دسترس باشم، باعث اضطراب شدید من شد، که بر خواب و طرز فکر مثبت من تأثیر گذاشت.
برای تبدیل شدن به یک فرد صبحگاهی، باید راه‌هایی برای داشتن روزهای پربارتر و شب‌های آرام‌تر پیدا کنم. برای من، این به معنای تعیین مرزهایی برای محافظت از سلامت روانم بود. از ساعت 7 بعدازظهر شروع به خاموش کردن تلفنم کردم تا هر بار که ایمیل یا پیامی به من می رسد، از من مطلع نشود. به خودم اجازه دادم صبح قبل از ورود به آن روز، قهوه بنوشم و وقت شخصی انعکاسی بنوشم. من برای خودم یک برنامه کاری درست کردم و از برنامه ای استفاده کردم که به من کمک کرد تا به آن پایبند باشم، بنابراین از ساعات روز استفاده می کردم تا بیشترین بهره وری را داشته باشم.
برنامه‌ریزی این برنامه در شب قبل نیز به من کمک کرد تا برای روز پیش رو احساس آمادگی کنم، و داشتن برنامه‌ای که من را از بلوک‌های زمانی مطلع می‌کرد، به من اطمینان داد که تمام تلاشم را در آن روز انجام داده‌ام. در نتیجه توانستم شب ها استراحت کنم و مشتاقانه منتظر صبح و آنچه قرار بود به انجام برسانم باشم.
12 سال طول کشید تا تبدیل به آدم صبحگاهی شوم. تا جایی که می‌توانستم با آن مبارزه کردم و می‌خواستم در فضای تاریک، ساکت و بدون بچه‌ام مثل یک جغد شب بمانم. اما وقتی بزرگتر شدم، بدنم دیگر نمی توانست آن را تحمل کند. بچه‌هایم و شغلم مرا مجبور کردند که زودتر از خواب بیدار شوم، بنابراین می‌دانستم که باید هر روز صبح منتظر چیزی باشم تا بتوانم به راه بیفتم.
آیا می‌دانستید که نه تنها می‌توانید شب‌ها، بلکه صبح‌ها نیز آرام باشید؟ (می دانم، من هم مثل شما شوکه شده ام.)
دانستن اینکه وقتی بچه‌ها به مدرسه می‌روند، یک ساعت وقت دارم، به من کمک کرد که منتظر ساعت 6 صبح باشم، به‌جای شیرجه رفتن در محل کار، یک ساعت به خودم فرصت می‌دهم قهوه بنوشم، اخبار تماشا کنم، یا پشت سر بنشینم. ایوان و تماشای پرندگان، و فقط در لحظه باشید. پس از آن، احساس کردم که فنجان ذهنی و عاطفی من پر شده است، مغزم هوشیارتر احساس می‌کند، و می‌توانم روز کاری‌ام را از یک مکان خوب شروع کنم – همه قبل از ساعت 9 صبح.
تبدیل شدن به یک فرد صبحگاهی نظم و انضباط می خواهد، اما صاحب یک کسب و کار هم همینطور. مسئولیت روتین، برنامه و صبح‌هایم به من کمک کرد تا رئیس بهتری، صاحب کسب‌وکار سازمان‌یافته‌تر و زنی کم‌تر مضطرب شوم.
برای شما
برای شما

source

توسط perfectmoment