دنیای بازاریابی محتوا بخشی از بخش Informa Connect Informa PLC است
این سایت توسط یک کسب و کار یا مشاغل متعلق به Informa PLC اداره می شود و کلیه حق چاپ متعلق به آنها است. دفتر ثبت شده Informa PLC 5 Howick Place، لندن SW1P 1WG است. ثبت شده در انگلستان و ولز. شماره 3099067.
تحقیقات بازاریابی محتوای سالانه ما هفته گذشته منتشر شد، و همانطور که استفانی استال از CMI نوشت ، "شرکت ها (C) در حال بیدار شدن از قدرت بازاریابی محتوا هستند که بخشی از آن به دلیل همه گیر شدن است."
من می گویم "بله، و …" از دریچه کار مشاوره و مشاوره ما با بیش از 30 برند در 18 ماه گذشته.
در بهار 2020، ساتیا نادلا، مدیر عامل مایکروسافت، به قول معروف گفت: "ما دو سال تحول دیجیتال را در دو ماه شاهد بودیم."
از آن زمان، ما حداقل سه اختلال بزرگ را دیده‌ایم که به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم به کجا می‌رویم. و شناسایی پیامدهای این اختلالات ممکن است به شما کمک کند تا استراتژی های خود را برای آماده شدن برای آینده محتوا و بازاریابی توسعه دهید.
وای، مهم به نظر می رسد، اینطور نیست؟ این فقط یک روش فانتزی برای گفتن است که همه چیز سریعتر پیش می رود و مردم حق انتخاب بیشتری در محتوا دارند.
اکنون، بدون شک با تغییر زمان در نحوه مصرف و صرف وقت مردم با محتوا آشنا هستید. اما اجازه دهید در نهایت نظریه ماهی قرمز را به رخ بکشیم . اگر با این مفهوم آشنا نیستید، این ایده این است که انسان‌ها اکنون نسبت به ماهی قرمز دامنه توجه کمتری دارند.
البته این درست نیست ما دامنه توجه بیشتری نسبت به ماهی قرمز داریم. توانایی ما برای تماشای زیاد تد لسو، بازی تاج و تخت یا بازی مرکب ثابت می کند که ما توانایی توجه را داریم. اگرچه، همانطور که تد لاسو ممکن است بگوید، "اگرخاطره یک ماهی قرمز را داشته باشیم، ممکن است خوشحال تر باشیم." اما این یک مکالمه متفاوت است.
این دامنه توجه نیست که کاهش یافته است – صبر ماست.
این فقط صبر ما با تبلیغات مبتنی بر وقفه نیست، بلکه هر گونه ارتباط وقفه‌ای است. به عنوان مثال، یک مطالعه اخیر نشان داد که آمریکایی ها به کمتر از نیمی از تماس های تلفن همراه خود پاسخ می دهند.
ما نه تنها وقفه ها را دوست نداریم، بلکه می دانیم که هر محتوایی که با آن درگیر هستیم به راحتی با کلیک یک دکمه جایگزین می شود. آن ویدیوی TikTok را دوست ندارید؟ بالا کشیدن. آن نمایش نتفلیکس را دوست ندارید؟ Backspace درست از آن و به چیز دیگری. پاسخ مورد نیاز خود را در عرض هشت ثانیه پس از کلیک روی نتیجه جستجو دریافت نمی کنید؟ برای تلاش مجدد بر برگشت کلیک کنید.
با این حال، این نیمی از نام تجاری این اختلال است که من را بیشتر مجذوب خود می کند. این روندی است که در آن کمبود صبر و سهولت در دستیابی به محتوای جایگزین، مقداری از توانایی (یا نیاز، همانطور که برخی ممکن است بگویند) را برای ساختن میراث برند از بین می برد.
به گفته مک کینزی و شرکت ، در سال 1958، میانگین طول عمر یک شرکت در استاندارد اند پورز 61 سال بود. امروز کمتر از 18 سال است. مک کینزی معتقد است که طی پنج تا شش سال، 75 درصد از شرکت‌های موجود در S&P 500 خریداری، ادغام یا شکست خواهند خورد.
با این تکامل سریع، برندهای محصول و خدمات از بسیاری جهات بیشتر شبیه استارتاپ‌ها، مد یا رسانه‌ها شده‌اند، از نظر سرعت راه‌اندازی، به شهرت می‌رسند، اعتماد مخاطبان را جلب می‌کنند، و سپس از بین می‌روند، از بین می‌روند. خوش آمدید، یا با دیگری جایگزین شوید.
از برخی جهات، برندهای محتوایی که توسط این شرکت ها راه اندازی شده (یا به دست می آیند) به اندازه محصولات و خدمات آن برای کسب و کار مهم می شوند.
این به دومین اختلالی که می بینیم می رسد.
یکی از مواردی که همه ما در 18 ماه گذشته با دقت بیشتری مشاهده کرده ایم این است که حضور فیزیکی چقدر ارزشمند است. هیچ چیز مثل برداشته شدن چیزی نیست که به شما بفهماند چقدر برای آن ارزش قائل هستید.
اما، جالب اینجاست که در طول این کمبود اجباری، ترجیحات جدیدی را می بینیم. ما انسان ها داریم متوجه می شویم که خیلی چیزها در یک نمایش غیر فیزیکی بهتر ارائه می شوند. به زبان ساده: هرکسی برای جایگاه فیزیکی خود در دنیا ارزش بسیار بیشتری قائل است.
برای مثال، ایده استعفای بزرگ جدید نیست . اگر به آمار نیروی کار نگاه کنید، این روند در 10 سال گذشته اتفاق افتاده است. شکی نیست که با همه گیری سرعت گرفته است. اکنون افراد بیشتری می گویند: "من برای کار در خانه ارزش قائل شده ام" یا "آیا حضور فیزیکی من در محل کارم ارزش بیشتری نسبت به قبل از همه گیری دارد؟" همچنین به طور کلی با انتقاد بیشتری می‌پرسیم که آیا واقعاً باید بیرون برویم یا از نظر فیزیکی جایی باشیم.
اکنون، بدون شک طی یکی دو سال آینده، تقاضا برای بازگشت به حضور فیزیکی افزایش خواهد یافت. تقاضا برای رانندگان کامیون و بازدیدکنندگان رستوران، شرکت‌کنندگان در جلسات کاری، و هواداران در رویدادهای ورزشی، مکان‌های سرگرمی و غیره وجود خواهد داشت. اما این حضور حضوری ممکن است در برخی سطوح به عنوان کمبود ناشی از عرضه باقی بماند.
چه تاثیری بر بازاریابی و اهمیت محتوا در بازاریابی دارد؟
خوب، از آنجایی که حضور فیزیکی ارزشمندتر باقی می‌ماند، رویدادهای حضوری (که زمانی مؤثرترین تاکتیک بازاریابی محتوا بود) به اقلام لوکس تبدیل خواهند شد. بنابراین، و این مهم است، ماهیت محتوایی که در این رویدادها ارائه می‌دهیم بهتر است واقعاً خوب و بسیار متفاوت از آنچه بوده است باشد.
بلافاصله، این روند فشار مجدد و بزرگی بر تجربیات محتوای دیجیتال وارد می کند. چرا؟ پلتفرم های محتوای دیجیتال اکنون به عنوان یک پراکسی حضور فیزیکی عمل می کنند. تمام محتوای دیجیتال ما (رویدادها، رهبری فکری و غیره) باید متمایزتر باشد زیرا مخاطبان ما انتظار بیشتری دارند و سروصدا به طور تصاعدی دیوانه‌کننده‌تر می‌شود. وقتی Salesforce، یک شرکت B2B را می‌بینید که میلیون‌ها دلار برای تبدیل کنفرانس Dreamforce خود به یک سرویس استریم B2B برای رقابت با شرکت‌هایی مانند Netflix یا Amazon Prime سرمایه‌گذاری می‌کند، می‌توانید ببینید که تجربه‌های محتوای دیجیتال چقدر مهم شده‌اند.
و این ما را به اختلال سوم می رساند.
از بسیاری جهات، این احساس به نظر می رسد که دنیا بیشتر از گذشته تقسیم شده است. و صادقانه بگویم، در حال حاضر سخت است که بدانیم آیا واقعاً هستیم یا خیر. اما چیزی که می دانیم این است که اعتماد به نهادهای اصلی در کمترین میزانی است که تاکنون بوده است. چه دولت، چه رسانه های جریان اصلی، کسب و کار یا حتی سازمان های غیرانتفاعی، ما غرق در اپیدمی اطلاعات نادرست و بی اعتمادی گسترده به همه این نهادها و رهبران آنها هستیم.
در حالی که چیزهای زیادی برای بحث بیشتر از بازاریابی تجاری و محتوا وجود دارد، باید بدانیم که این اختلال فرصتی مستقیم و مشخص برای کمک به ما در شکل دادن به آینده بازاریابی است.
هنگامی که این نوار بسیار پایین است، بازاریابان نه تنها فرصتی دارند – و شاید حتی یک مسئولیت (مشکلاتی که باید در مورد یک ویسکی خوب انجام شود) – برای ایجاد اعتماد و حقیقت به عنوان یک ارزش.
بازاریابی عالی ارزشی را اضافه می کند که مشتریان روی آن سرمایه گذاری می کنند و می تواند برای کسب و کار ثروت ایجاد کند. اما تمام آن سرمایه گذاری مشتری نباید شامل خرید محصولات یا خدمات سنتی ما باشد.
ما می توانیم از بازاریابی به روشی متفاوت – از طریق زمان، توجه، ارجاع، داده های شخصی و وفاداری به برند – حتی اعتماد، کسب درآمد کنیم. همه اینها می تواند به ثروت برای تجارت تبدیل شود.
هنگامی که ما در این سه اختلال را به چهار چوب قرار داده است، ما می توانیم یک آینده بازاریابی اگر نه آینده بازاریابی را ببینید. ایجاد اعتماد و حقیقت، به دلیل نیاز به ایجاد و گردآوری مخاطبان در تجارب متمایز محتوای دیجیتال و فیزیکی، در زمینه کاهش صبر مشتریان ما برای ارتباطات وقفه‌ای، آینده محتوا و بازاریابی است.
اما این چه شکلی است؟ چگونه آن را به چیزی ملموس وارد کنیم که بتوانیم آن را بسازیم؟
خوب، من این را می بینم که به طرز جالبی کنار هم قرار می گیرد. محتوا و بازاریابی در حال تکامل هستند. از نو. اما این بار، از قضا، هم استراتژی محتوا و هم بازاریابی به عنوان یک عمل ارزشمندتر می شوند و برای کسب و کار غنی تر می شوند.
چگونه؟ اجازه دهید آن را به عنوان یک سوال مطرح کنم: اگر محتوا و بازاریابی به عنوان یک عمل و خروجی آن به اندازه محصولات یا خدمات فعلی آن در کسب و کار مهم تلقی می شد، چه؟
به عبارت دیگر، اگر بازاریابی تنها به عنوان یک خط هزینه که فعالیت‌ها را توسعه می‌دهد و محتوا ایجاد می‌کند تا مخاطبان را برای تبدیل شدن به مشتریان محصولات و خدمات شرکت متقاعد کند، تلقی نشود، چه؟
در عوض، اگر بازاریابی به عنوان یک مرکز سود در نظر گرفته شود که در آن کارکرد اصلی ایجاد محصولات تجربی برای مخاطبان است که می توانند از راه های مختلف درآمدزایی کنند ، که تنها یکی از آنها خرید گسترده یا مداوم محصولات و خدمات سنتی است؟
حتی ساده‌تر بگوییم: اگر بازاریابان محتوا و رویکرد ما به ارزش افزوده، کسب درآمد از مخاطبان و اهمیت دادن به محتوایمان به اندازه یک محصول، آینده بازاریابی باشد، چه؟
همانطور که گفتم، سریع ترین راه برای ایجاد مشکل، پیش بینی آینده است. نقل قول معروفی وجود دارد که به پیتر دراکر نسبت داده می شود: "بهترین راه برای پیش بینی آینده، ایجاد آن است." چه او این را گفته باشد یا نه، من در واقع یک نوع از دنیس گابور، فیزیکدانی که برنده جایزه نوبل شده است را ترجیح می دهم. بیش از 50 سال پیش، او در اختراع آینده نوشت:
تفکر منطقی، حتی با کمک هر کامپیوتر الکترونیکی قابل تصوری نمی تواند آینده را پیش بینی کند… تنها کاری که می تواند انجام دهد این است که اثبات پذیری را ترسیم کند… اختراعات تکنولوژیکی و اجتماعی همواره این احتمال را گسترش می دهند… آینده را نمی توان پیش بینی کرد، اما آینده را می توان اختراع کرد.
در تحقیقات CMI در سال جاری، ما می گوییم "غول بیدار شده است." من می گویم: "بله، و مراقب باشید زیرا ما آینده هستیم."
مطالب مرتبط دستچین شده:
تصویر روی جلد توسط جوزف کالینوفسکی/موسسه بازاریابی محتوا
رابرت بنیانگذار و مدیر ارشد استراتژی The Content Advisory ، گروه آموزشی و مشاوره موسسه بازاریابی محتوا است. رابرت با بیش از 500 شرکت از جمله 15 شرکت از 100 شرکت فورچون کار کرده است. او مشاوره بازاریابی محتوا و استراتژی برای برندهای جهانی مانند Capital One، NASA، Dell، McCormick Spices، Hewlett Packard، Microsoft و The Bill & Melinda Gates Foundation ارائه کرده است. . سومین کتاب رابرت با نام بازاریابی کشتار ، با همکاری جو پولیزی، کتابی است که قوانین بازاریابی را بازنویسی می کند. کتاب دوم او – تجارب: دوره هفتم بازاریابی یک پرفروش است و به آن "رساله و دعوت به اسلحه برای بازاریابان برای رهبری نوآوری های تجاری در قرن بیست و یکم" می گویند. اولین کتاب رابرت،مدیریت بازاریابی محتوا ، دو هفته را به عنوان 10 کتاب برتر بازاریابی در Amazon.com سپری کرد و به طور کلی به عنوان "راهنمای مالکان" فرآیند بازاریابی محتوا در نظر گرفته می شود. می توانید او را در توییتر @Robert_Rose دنبال کنید.
پست های دیگر رابرت رز
در هر زمان می توانید اشتراک خود را لغو کنید.
لغو اشتراک | سیاست حفظ حریم خصوصی
حق چاپ © 2021 Informa PLC Informa UK Limited یک شرکت ثبت شده در انگلستان و ولز با شماره شرکت 1072954 است که دفتر ثبت شده آن 5 Howick Place، لندن، SW1P 1WG است. VAT GB365462636. Informa UK Limited بخشی از Informa PLC است.

source

توسط perfectmoment