دنیای بازاریابی محتوا بخشی از بخش Informa Connect Informa PLC است
این سایت توسط یک کسب و کار یا مشاغل متعلق به Informa PLC اداره می شود و کلیه حق چاپ متعلق به آنها است. دفتر ثبت شده Informa PLC 5 Howick Place، لندن SW1P 1WG است. ثبت شده در انگلستان و ولز. شماره 3099067.
بیشتر کاری که ما به عنوان بازاریاب انجام می دهیم بر روی آینده متمرکز است – پیش بینی آن، تغییر دادن کسب و کارمان برای موفقیت در آن، و کمک به مشتریان خود برای حل چالش های مورد انتظارشان.
با این حال، موضوع کلی در Content Marketing World (در میان بسیاری از نکات مهم در مورد فناوری‌های نوآورانه و راهنمایی‌های عملی) از چیزی قدرتمند و قدیمی نشأت گرفت – احساسات، تجربیات و نیاز به ارتباط شخصی که همه انسان‌ها به اشتراک می‌گذارند.
چگونه بازاریابان محتوا می توانند از این تمایل برای ارتباط استفاده کنند در زمانی که مردم بیشتر از اعتماد به برندها به دیگران اعتماد دارند؟ به گفته بسیاری از سخنرانان CMWorld، پاسخ سرراست است: با آنها صحبت کنید و با آنها به عنوان افراد رفتار کنید، نه بالقوه.
در اینجا برخی از توصیه های آنها برای ایجاد آن ارتباطات مرتبط، جذاب و واقعی انسانی آورده شده است.
جیل گروزالسکی رابرتسون از Sitecore پیشنهاد می‌کند که احساسی بودن محتوای خود را در نظر بگیرید تا مردم را متقاعد کنید تا با برندهای شما درگیر شوند.
او می‌گوید: «تشکیل یک تصور یک دهم ثانیه طول می‌کشد، بنابراین وقتی نوبت به جلب توجه مصرف‌کننده می‌شود، جای بسیار کمی برای خطا وجود دارد». "در این مدت کوتاه، مصرف کنندگان نمی توانند نظر منطقی در مورد یک برند داشته باشند. اما آنها می توانند یک واکنش عاطفی داشته باشند.
یک رابطه مطمئن و سالم فوراً ایجاد نمی شود، بلکه به تدریج اتفاق می افتد، زیرا هر دو طرف با به اشتراک گذاشتن جزئیات شخصی از طریق گفتگوهای معنادار و احساسی راحت تر می شوند.
او این چهار نکته را برای نزدیک شدن به مکالمات احساسات محور با مصرف کنندگان ارائه می دهد:
A. Lee Judge یکی از بنیانگذاران Content Monsta می گوید راه دیگری برای ایجاد پیوند سریع با مخاطبان خود این است که بر روی چیزهایی که قبلاً دوست دارند، بسازید. به همین دلیل است که میم ها، ماشاپ های موسیقی و ریمیکس های TikTok بسیار خوب کار می کنند. آنها دوباره کاری همه چیز را از دیگر منابع محبوب را به چیزی اصلی است.
لی برای نشان دادن این اصل به غرفه دی جی روی صحنه اصلی رفت. او آهنگ‌های مختلفی را نمونه‌برداری کرد، داستان‌هایی از دوران خود به‌عنوان یک دی‌جی بین‌المللی اضافه کرد و همه چیز را در یک تجربه ترکیب کرد که تماشاگران را تقویت کرد و باعث شد آنها احساس رقصیدن کنند.
برای استفاده از این تکنیک "ریمیکس" برای ایجاد محتوایی با طنین احساسی نیازی به مهارت های MC ندارید. لی سه درس زیر را برای بازمیکس کردن به روشی که برای مخاطبان شما جذاب باشد و برای برند شما منطقی باشد ارائه کرد:
موفقیت جوآن لی مولینارو (معروف به وگان کره ای) در TikTok حکمت اضافه کردن چرخش خود را به یک قالب آشنا – و قدرت داستان ها برای رسیدن به فراتر از دسته ها را اثبات می کند.
مردم از زمان ظهور تلویزیون سرآشپزها را روی صفحه تماشا می کردند. در حال حاضر، آنها در سراسر اینترنت و سیستم عامل های اجتماعی نیز هستند.
جوآن شروع به ارسال پست در TikTok (او @TheKoreanVegan است) به عنوان کاری برای مقابله با انزوای همه‌گیری در سال 2020 کرد. همه پست‌های اولیه او مربوط به آشپزی نبودند – برخی از آنها به حرفه او به عنوان وکیل پرداختند، برخی دیگر به تجربه او پرداختند. به عنوان یک دونده
اما وقتی ویدیوی او از طرز تهیه سیب‌زمینی سرخ‌شده کره‌ای شگفت‌انگیز شد (امروزه نزدیک به ۲ میلیون بازدید شده است)، او به این فکر کرد که چگونه ویدیوهای آشپزی خود را جذاب‌تر کند.

ویدیوهای آشپزی اولیه او صدای محیط را به نمایش می‌گذارد (در ویدیوی ویروسی سیب‌زمینی، می‌توانید از شوهرش در پس‌زمینه درس پیانو را بشنوید) یا بعداً، آهنگ پیانویی که شوهرش ایجاد کرده بود. همانطور که او روی صحنه برای تماشاگران CMWorld آشپزی می کرد، در مورد اینکه چرا مراحل آشپزی خود را روایت نمی کند صحبت کرد – مردم می توانند زیرنویس ها را بخوانند و ببینند که او هر مرحله را نشان می دهد.

در عوض، او تصمیم گرفت هر ویدیو را به عنوان یک مهمانی شام 60 ثانیه ای ببیند. و در مهمانی های شام چه اتفاقی می افتد؟ مردم داستان ها را به اشتراک می گذارند. بنابراین، در هر ویدیوی آشپزی، جوآن داستان‌هایی از زندگی و خانواده‌اش تعریف می‌کند (از جمله داستانی بسیار تکان دهنده درباره پدربزرگ و مادربزرگ و مادرش که از کره شمالی کنونی فرار می‌کنند).
رویکرد او مردم را تحت تأثیر قرار داد. اگرچه آشپزی وگان کره ای ممکن است به عنوان یک طاقچه در یک طاقچه در نظر گرفته شود، او با هر معیاری مخاطبان چشمگیری ایجاد کرده است. بیش از 3.5 میلیون نفر جوآن را در کانال‌های TikTok، Facebook، YouTube و سایر کانال‌های او دنبال می‌کنند. او برای حضور در برنامه‌های تلویزیونی و پادکست‌ها دعوت شده است و در روزنامه‌های بزرگ به نمایش درآمده است. و او یک کتاب (یک خاطرات ترکیبی و کتاب آشپزی) دارد که این هفته منتشر می شود.
دفعه بعد که فکر می‌کنید محتوای شما برای محبوبیت بسیار مناسب است، موفقیت The Korean Vegan را به خاطر بسپارید.
مطالب مرتبط دستچین شده:
مارکوس کالینز از Wieden+Kennedy می گوید: «مردم بیش از هر شکلی از ارتباطات بازاریابی به افراد (دیگر) اعتماد دارند. مارکوس می‌گوید در واقع، ما به غریبه‌ها بیشتر از اعتماد به بازاریابان اعتماد داریم.
اما بازاریابان یک ابرقدرت دارند که می تواند به آنها کمک کند تا این کمبود اعتماد را دور بزنند: داستان هایی که ما می گوییم. وقتی داستان ها مطرح می شوند، تأثیر جمعی آنها معیارهای فرهنگی را تعیین می کند. مارکوس به کمپین De Beers "A diamond is forever" به عنوان یکی از معروف ترین نمونه ها اشاره می کند. پس از اینکه این کمپین در دهه 1930 راه اندازی شد، تعداد افرادی که حلقه نامزدی الماس دریافت کردند به طور تصاعدی افزایش یافت. داستانی که De Beers گفت – که الماس نشان دهنده عشق پایدار است – حلقه نامزدی الماس را قانونی کرد.
و این ابرقدرت برای چیزی بیش از فروش موثر است. مارکوس می گوید وقتی بازاریابان محتوا این قدرت داستان سرایی را برای حمایت از خیر بیشتر مخاطبان خود هدایت کنند، می تواند ادراکات را تغییر دهد.
«تصور کنید اگر داستان‌هایی در مورد سلامت روان تعریف کنیم. تصور کنید داستان های بیشتری از سرکوب رای دهندگان … یا توقف نفرت آسیایی ها گفتیم. و نه فقط داستان‌های بیشتر، بلکه داستان‌هایی که با همدلی بیشتر بیان می‌شوند… تصور کنید که این نتایج چه می‌تواند باشد.» او می‌گوید. "به عنوان داستان‌سرایان، از ما شروع می‌شود – نه فقط به عنوان تمرین ما، بلکه به عنوان شهروندان این جهان."
Melanie Deziel از Storyfuel بازاریابان را به چالش می کشد تا به موضوع بی اعتمادی مخاطب نگاه کنند. ما می دانیم که شهرت ما در تبلیغات، فروش و بازاریابی … ما دقیقاً به دلیل شفاف بودن، قابل اعتماد بودن و صادق بودن شناخته نشده ایم. به نوعی برعکس است.» او می گوید.
اگرچه این شهرت ممکن است قبل از تولد بازاریابی محتوا به عنوان یک رشته باشد، به این معنی نیست که ما از مقابله با آن معاف هستیم. ملانی می گوید: «بار اثبات بر دوش ماست.
او سه راه را توضیح می‌دهد که محتوا می‌تواند اثبات اجتماعی از مزایای نسبی برندهای شما ارائه کند:

ملانی می‌گوید: استفاده از هر سه رویکرد به شما امکان می‌دهد مجموعه‌ای از کار ایجاد کنید که "به از بین بردن شک و تردید مصرف‌کننده کمک می‌کند." «مخاطبان شما منتظر هستند تا شما ادعاهای خود را ثابت کنید. آنها را مجبور نکنید خیلی منتظر بمانند.»
مطالب مرتبط دستچین شده:
ممکن است مخاطبان رسانه‌ها و بازاریابان را متهم کنند که به پیام‌هایشان تعصب دارند، اما همانطور که دیوید دیلن توماس به ما یادآوری می‌کند، شناخت جانبدارانه چیزی است که همه افراد مستعد آن هستند – چه متوجه شویم یا نه.
دیوید، نویسنده کتاب طراحی برای تعصب شناختی، تعصب شناختی را به عنوان یک سری الگوهای قابل تشخیص تعریف می کند که ذهن ما از آنها به عنوان میانبر برای عبور از بسیاری از تصمیمات (بزرگ و کوچک) که باید هر روز بگیریم استفاده می کند. و تشخیص الگو یک مهارت ذاتی انسان است که می تواند به خوبی به ما کمک کند.
«اگر لازم بود در مورد هر یک از این تصمیمات به دقت فکر کنیم، هرگز کاری انجام نمی‌دادیم. این در واقع چیز خوبی است که بسیاری از زندگی ما صرف خلبان خودکار می شود.
اما مشکل این است که خلبان‌های خودکار تکاملی ما گاهی داستان را اشتباه می‌گیرند. قضاوت ما را تیره می‌کند و ما را به پیش‌فرض‌های مضر و آسیب‌رسان سوق می‌دهد.
دیوید به چند نوع سوگیری شناختی اشاره می کند که به طور فعال بر نحوه درک همه افراد از موقعیت ها و درک دنیای ما تأثیر می گذارد:
تشخیص این سوگیری ها همیشه آسان نیست و غلبه بر آنها دشوار است. اما همانطور که دیوید اشاره می‌کند، اگر هدفمند برای دور نگه داشتن آنها تلاش کنید، می‌توانید ادراکات جامعه را از چیز محوری به مردم محوری تغییر دهید.
دیوید همچنین ادعا می کند که بازاریابان می توانند از برخی از همان اصول طراحی شناختی استفاده کنند که به از بین بردن سوگیری های مضر برای ایجاد محتوای طنین انداز، مرتبط و فراگیر کمک می کند . ما باید راهی برای بازتعریف مشاغل خود بیابیم که به ما امکان می دهد انسان تر باشیم … برای حفظ، بهبود و توانمندسازی جوامع خود، و همچنین به دنبال رهایی از سیستم های استثمارگر یا سرکوبگر و تازه کردن صدای کسانی که مستقیماً تحت تأثیر قرار می گیرند. توسط نتایج فرآیند (طراحی)».
بیشتر آثار پیت سوزا نشان می‌دهد که چگونه داستان‌ها می‌توانند یک شغل را بازتعریف کنند – و درک آن شغل.
پیت به‌عنوان عکاس رسمی کاخ سفید برای پرزیدنت باراک اوباما و عکاس رسمی کاخ سفید برای رئیس‌جمهور رونالد ریگان، عکس‌های زیادی را ثبت کرد که بازدید از رهبران بین‌المللی، امضای لایحه‌ها و رویدادهای دیگر را برای آیندگان ثبت می‌کرد.

اگرچه کار او مستندسازی بصری ریاست جمهوری برای تاریخ بود، اما تکان دهنده ترین عکس های او چیزهای اساسی را در مورد شخصی که در پشت این موسسه قرار دارد بیان می کند (مثلاً رونالد ریگان که سوار بر اسب در مزرعه خود در سانتا باربارا می تابید).
8/4/1985 پرزیدنت ریگان سوار بر اسب خود "العلمین" در رانچو دل سیلو.
منبع تصویر
اما دسترسی خارق‌العاده پیت به باراک اوباما منجر به آشکارترین و آشناترین کار او شد (به‌علاوه دو کتاب پرفروش و یک دنبال‌کننده چشمگیر در شبکه‌های اجتماعی).
به جمعیت گفت: «روش تعامل او با افراد دیگر نشان داد که او به عنوان یک انسان چگونه است. تصاویری که او به اشتراک گذاشت اوباما را به‌عنوان یک رهبر، مطمئناً، اما همچنین به عنوان یک پدر، یک شوهر، یک رقیب، یک شنونده همدل و یک دوست نشان می‌داد (پیت می‌گوید که اکثر میم‌های اوباما و بایدن از عکس‌های او استفاده می‌کنند).
پرزیدنت باراک اوباما پس از مراسم اختتامیه کلاس چهارم در 9 ژوئن 2011، در یک مرکز مهدکودک در مجاورت مدرسه دختر ساشا در Bethesda، Md. به کودکان خوش آمد می گوید.
منبع تصویر
این نوع محتوای نزدیک و شخصی مستلزم اعتماد فوق‌العاده بین عکاس و سوژه است – و اعتقاد به ارزش تولید آن.
پیت می‌گوید: «ما آنقدر رابطه نزدیک داشتیم که او کاملاً به من اعتماد داشت. بدون این اعتماد نمی توانستم نیمی از عکس ها را بسازم. من به او افتخار می‌دهم که اهمیت این را داشته باشد که کسی زندگی خود را به این شکل صمیمی مستند کند.»
مهم نیست که چگونه تصمیم می گیرید به مکالمه مشتری بعدی خود نزدیک شوید – چه از طریق اثبات مستند، جذابیت احساسی یا ترکیبی منحصر به فرد از هر دو باشد – واضح است که شرایط تعامل بین برند شما و مخاطبان شما اهمیت دارد. هرچه بیشتر بتوانید محتوای خود را تکامل دهید تا با آگاهی بیشتر از انسانیت مشترک خود صحبت کنید، شانس شما برای دستیابی به موفقیت در بازاریابی محتوا بیشتر خواهد بود.
به یاد داشته باشید، همانطور که رابرت رز، مدیر ارشد استراتژی CMI، در Content Marketing World به اشتراک گذاشته است، استراتژی بازاریابی محتوای شما فقط می تواند به اندازه توانایی آن برای تغییر در صورت نیاز باشد. این زمان را برای تغییر و تحول در نظر بگیرید.
تصویر روی جلد توسط جوزف کالینوفسکی/موسسه بازاریابی محتوا
جودی هریس مدیر استراتژی محتوا در Informa Connect است . او نقش خود را به عنوان ترکیبی از کیمیاگر استراتژیک، معمار فرآیند و کاشف خلاق توصیف می کند. جودی قبلاً به عنوان مدیر محتوای سرمقاله در مؤسسه بازاریابی محتوا خدمت می کرد و بیش از یک دهه را به توسعه و مدیریت ابتکارات محتوا برای مشتریان در صنایع سرگرمی، CPG، مراقبت های بهداشتی، فناوری و بیوتکنولوژی و همچنین آژانس ها و مارک های رسانه ای اختصاص داد. او را در توییتر در Joderama @ دنبال کنید.
پست های دیگر جودی هریس
در هر زمان می توانید اشتراک خود را لغو کنید.
لغو اشتراک | سیاست حفظ حریم خصوصی
حق چاپ © 2021 Informa PLC Informa UK Limited یک شرکت ثبت شده در انگلستان و ولز با شماره شرکت 1072954 است که دفتر ثبت شده آن 5 Howick Place، لندن، SW1P 1WG است. VAT GB365462636. Informa UK Limited بخشی از Informa PLC است.

source

توسط perfectmoment