یک شرکت تحقیقاتی برجسته بر تحول دیجیتالی تمرکز کرده است.
خوب
مشترک از آن زمان فعال است
دکتر وندی سوزوکی استاد علوم و روانشناسی عصبی در مرکز علوم عصبی در دانشگاه نیویورک است. علاقه اصلی تحقیقاتی او پلاستیسیته مغز است. کتاب قبلی او ، "مغز سالم ، زندگی شاد: برنامه ای شخصی برای فعال سازی مغز و انجام همه کارها بهتر" ، موضوع ویژه تلویزیونی PBS بود.
در زیر ، وندی 5 بینش کلیدی از کتاب جدید خود ، "اضطراب خوب: استفاده از قدرت بیشترین سوء تفاهم" ، که با بیلی فیتزپاتریک نوشته شده است را به اشتراک می گذارد. در برنامه ایده بزرگ بعدی به نسخه صوتی – آماده توسط وندی خود – گوش دهید.
اضطراب عبارت است از احساس نگرانی ، عصبی بودن یا ناراحتی در مورد یک رویداد قریب الوقوع یا چیزی با نتیجه نامعلوم. و بیشتر از آنچه فکر می کنید رایج است ، حداقل در شکل روزمره و غیر بالینی آن. آیا می دانید که حتی قبل از شروع همه گیری کووید -19 ، 90 درصد از آمریکایی ها وقتی از آنها سوال شد که آیا از اضطراب رنج می برند ، دست خود را بالا بردند؟ من اضطراب را به صورت حرفه ای مطالعه می کنم و حتی من از این آمار شگفت زده شدم. با توجه به همه جا بودن آن ، ایجاد یک استراتژی هوشمند و مبتنی بر علم برای مبارزه با اضطراب بسیار مهم است.
اضطراب و واکنش فیزیولوژیکی ناشی از آن برای محافظت از ما در برابر خطر تکامل یافته و برای بقای ما بسیار مهم است. تصور کنید که شما یک زن اولیه صدها هزار سال پیش هستید و در حال حمل یک نوزاد خوابیده در کنار لبه نهر جمع آوری انواع توت ها. ناگهان صدای ترک خوردن یک شاخه را می شنوید و یخ می زنید. ضربان قلب شما بالا می رود تنفس شما بالا می رود خون از دستگاه گوارش و تولید مثل شما به سمت ماهیچه های شما سرازیر می شود ، زیرا در چند ثانیه یا با یک موجود بزرگ که ممکن است از جنگل به سمت شما بیاید می جنگید ، یا به سرعت فرار می کنید.
با این حال ، اگر بتوانیم این پاسخ اضطرابی خارج از کنترل را به سطوح عادی تری تعدیل کنیم ، می توانیم از هسته محافظتی که منظور اضطراب ما بود ، استفاده کنیم. این پاسخ کلاسیک مبارزه یا گریز است که تحت تأثیر سیستم عصبی سمپاتیک قرار گرفته است .
به عنوان انسان های امروزی ، بدن ما به تهدیدهای درک شده دقیقاً یکسان پاسخ می دهد. تفاوت در این است که امروزه ، شاخه های بیشتری در اطرافمان ترک خورده است. چرخه اخبار و فید اینستاگرام ما یادآورهای دائمی موقعیت های تحریک کننده اضطراب هستند و سیستم عصبی ما نمی تواند بین یک شکارچی که ممکن است به سراغ ما بیاید یا احتمال یک نوع جدید ویروس کرونا فرق بگذارد. در نتیجه ، سطح اضطراب و استرس بالایی داریم.
برای کاهش میزان اضطراب ، باید از سیستم عصبی پاراسمپاتیک "استراحت و هضم" استفاده کنیم. این واکنش آرامش است که پس از عبور از خطر شروع می شود و بدن را به حالت بدون استرس خود باز می گرداند. ساده ترین و سریع ترین راه برای فراخوانی آگاهانه سیستم پاراسمپاتیک ، تنفس عمیق است.
اکنون آن را امتحان کنید: روی صندلی خود بنشینید ، خوب و صاف. هر دو پا را روی زمین بگذارید و قفسه سینه خود را باز کنید. حالا چهار بار دم کنید ، چهار نگه دارید ، چهار بار بازدم کنید ، سپس چهار بار دیگر نگه دارید. تکرار.
حتی یک دور این به اصطلاح "تنفس جعبه ای" می تواند شما را به لحظه برگرداند و سیستم عصبی پاراسمپاتیک شما را فعال کند. ممکن است هر دفعه کار نکند ، اما بیشتر اوقات – حتی در اعماق حمله اضطرابی.
هنگام نوشتن این کتاب ، من با اضطراب خودم دوست شدم. خوب ، این یک دوست گرم و دوست داشتنی نیست – بیشتر یک دوست خاردار است. اما من شروع کردم به درک آنچه آن احساسات ناراحت کننده در مورد خودم به من آموختند.
بگذارید یک مثال خاص برای شما بیاورم. یکی از قدیمی ترین نگرانی های من از دوران کودکی ، اضطراب اجتماعی است. من یک دختر جوان بسیار خجالتی بودم و در دوران دبیرستان گلدار دیوار بودم. به سرعت به یک دوران بسیار پر استرس در زندگی خود که سعی می کردم در نیویورک کار کنم ، پرداختم و استراتژی ای که من انتخاب کردم این بود که خودم را منزوی کنم و کاری جز کار انجام ندهم ، زیرا تصور می کردم که این بهترین راه برای بهره وری هرچه بیشتر است. به
اما من واقعاً سطح بسیار زیادی از استرس را تجربه کردم و فقط به تدریج متوجه شدم که چقدر می توانم با دوستان خود که از آنها جدا شده بودم ارتباط برقرار کنم. در حالی که هنوز اضطراب اجتماعی را تجربه می کردم ، از آن درس گرفتم و متوجه شدم که حفظ روابط اجتماعی می تواند مانعی در برابر انواع دیگر استرس های زندگی من باشد. تکیه بر نگرانی های شما می تواند ارزش های شما و آنچه را که بیشتر در زندگی به شما کمک می کند به شما آموزش دهد.
یادگیری تمایل به اضطراب هدایای فوق العاده ای را ارائه می دهد. من شش مورد از آنها را در کتاب شرح می دهم ، اما می خواهم یکی از موارد مورد علاقه خود را در اینجا به اشتراک بگذارم ، که ابرقدرت همدلی است .
به عنوان مثال ، وقتی جوانتر بودم ، اضطراب اجتماعی من نه تنها مرا از دوست داشتن باز می داشت – بلکه بر عملکرد من در کلاس درس نیز تأثیر می گذاشت ، زیرا از صحبت کردن ، پرسیدن س andالات و اشتباه کردن می ترسیدم. وقتی معلم و سخنران عمومی شدم ، باید یاد بگیرم که بر این اضطراب غلبه کنم. امروز ، به دلیل تجربه خودم به عنوان یک دانش آموز خجالتی و ناهنجار از نظر اجتماعی ، متوجه شدم که ناخودآگاه با تمام آن دسته از دانش آموزان کلاس من ارتباط برقرار می کنم که همانند من بودند ، که کمی خجالتی و مردد بودند در مقابل یکدیگر تعامل داشته باشند. تمام کلاس درس
من مطمئن شدم که زمان زیادی وجود دارد که دانش آموزان بتوانند به طور معمولی ، قبل یا بعد از کلاس یا در ساعات اداری با من ارتباط برقرار کنند. من می خواستم تا آنجا که ممکن است با بیشتر دانش آموزان ارتباط برقرار کنم و صحبت کنم تا مطمئن شوم که آنها فرصتی برای گفتن آنچه آموخته اند به من بگویند و آنچه را که در کلاس درس به آنها علاقه مند است به من بگویند. من می دانم که این به عنوان یک دانش آموز چقدر رضایت بخش است و می دانم که به عنوان یک دانشجوی خجالتی و مضطرب اجتماعی چه احساسی دارد.
این اضطراب اجتماعی یکی از بزرگترین هدیه های من به عنوان معلم شد – همدلی با دانش آموزان خجالتی در کلاس درس من. بنابراین چالش من برای شما این است که به داخل نگاه کنید ، قدیمی ترین اضطراب خود را بررسی کنید و از خود بپرسید: چگونه می توانید آن را به عقب برگردانید و آن را به هدیه ای که به بقیه جهان می دهید تبدیل کنید؟
برای شما
برای شما

source

توسط perfectmoment