یک شرکت تحقیقاتی برجسته بر تحول دیجیتالی تمرکز کرده است.
خوب
مشترک از آن زمان فعال است
شکی نیست که کارگران آمریکایی حقوق های کوچکتر از گذشته را به خانه می برند ، حتی اگر بهره وری آنها به شدت افزایش یافته است . یک مطالعه بروکینگز که درست قبل از همه گیری منتشر شد ، نشان داد که تقریباً نیمی از کل آمریکایی ها در مشاغل کم دستمزد مشغول به کار هستند .
توضیح قطعی این بحران دستمزد چهار دهه ای-نظریه ای که توسط اقتصاددانان اصلی و بسیاری از سیاستمداران در هر دو طرف راهرو ارائه شده است این است که تعداد زیادی از کارگران آمریکایی "ماهر " نیستند. اگر مدارس ما در زمینه آموزش بهتر دستمزد بعدی کارگران آمریکایی کار بهتری انجام دهند ، به عقیده عرف سنتی ، دستمزد افزایش می یابد و به اصطلاح "شکاف مهارت" از بین می رود. به همین دلیل است که از دهه 1990 ، سیاستمداران به طور بازتابی به س questionsالات مربوط به کاهش دستمزد با سخنرانی های مفصل در مورد مقرون به صرفه بودن کالج و اصلاحات آموزشی پاسخ می دهند.
در آخرین قسمت از "اقتصاد پیچچورک" ، نیکولا لو ، استاد UNC Chapel Hill ، مغالطه نظریه شکاف مهارت ها را توضیح می دهد. لو استدلال می کند که مشکل واقعی در مورد نیروی کار ماهر این است که "چگونه مهارت تفسیر می شود."
لو در این باره می گوید: "دهه هاست که به دهه 1980 برمی گردیم ، ملت ما تصمیم گرفته است که مهارت ها را ارزشمند دانسته و افرادی را که دارای مدرک رسمی هستند – که به طور رسمی در دانشگاه ها و کالج ها تحصیل کرده اند" طبقه بندی کند. "من فکر می کنم این یک مشکل بزرگ است ، به ویژه وقتی در نظر بگیریم که فقط حدود 50 درصد از بزرگسالان شاغل در این کشور دارای این درجه معتبر هستند."
آیا این بدان معناست که نیمی از نیروی کار آمریکا فاقد مهارت های حرفه ای است؟ لوو گفت: "به نظر من ، من اینطور فکر نمی کنم." "من فکر می کنم که ما بسیاری از کارگران را به عنوان غیر ماهر یا کم مهارت طبقه بندی می کنیم."
اگر این درست باشد ، "ما واقعاً این شانس را برای تشخیص تخصص ، دانش ، نبوغ و چیزهایی که در کار کمک می کنند از دست می دهیم."
همانطور که در طول همه گیری مشاهده کردیم ، ما بسته به درک خود از کلاس ، مهارت ها را بسیار متفاوت تفسیر می کنیم. کارگران یقه سفید ظاهراً "حرفه ای" به کارهای پردرآمد خود در خانه ادامه می دادند ، در حالی که کارگران کم حقوق "تولید قهرمان" یک یا دو دلار دیگر در ساعت دریافت می کردند ، زیرا آنها به تهیه ، ذخیره و فروش غذا ادامه می دادند. منابع اولیه مورد نیاز کشور ما برای زنده ماندن
اگر قرار باشد یک کارمند معمولی یقه سفید را به عنوان یکی از آن کارگران با مهارت کم که سال گذشته آنها را "ضروری" توصیف کرده بودید ، کنار بگذارید ، آنها به دلیل نداشتن مهارت های اساسی ضرر کلی خواهند کرد. کار را انجام دهید هر شغلی از کارگران مهارت می خواهد – تنها تفاوت ، در مورد حقوق ، جایی است که این مهارتها آموخته شده است.
ایده آل قدیمی آمریکایی برای کارمندی که از شغلی کم درآمد در اتاق پست شروع می کند و به اتاق هیئت مدیره شرکت می رسد ، به سادگی وجود ندارد. کارفرمایان آمریکایی از نقش سنتی خود به عنوان مربیان کارگران صرف نظر کرده اند ، در عوض با تکیه بر الزامات آموزشی بسیار شدیدتر که متقاضیان را قبل از فرصتی برای اثبات خود رد صلاحیت می کنند.
لو ادامه داد: "اگر ما موسسات آموزشی را به عنوان خالقان اصلی کارگران ماهر در دست داریم ، از اهمیت حیاتی کار و محل کار به عنوان مکانی برای توسعه مهارت چشم پوشی می کنیم." از تولید تا ساخت و ساز تا فروش ، یک دره دائماً در حال رشد بین کارگران سطح پایین و مدیریت وجود دارد که اختلافات عظیمی در دستمزد ایجاد می کند.
لو می گوید: "در حال حاضر شرکت های زیادی وجود دارند که این ساختارهای داخلی را ندارند." "آنها مربیگری یا یادگیری حین کار را رسمی نکرده اند" ، زیرا "بیشتر و بیشتر آنها به موسسات خارجی روی می آورند و انتظار دارند که آنها نه تنها وارد این آموزش شوند و هزینه های زیادی را نیز متحمل شوند. "
لو در کتاب آینده خود با عنوان " به کار انداختن مهارت: نحوه ایجاد مشاغل خوب در زمان های نامعلوم " ، پیشنهادات سیاستی را ارائه می دهد تا این فاصله را بین کارگران با مجموعه مهارت های مختلف پر کند ، تا حد زیادی با تشویق کارفرمایان برای سرمایه گذاری مجدد در آموزش کارکنان.
این سرمایه گذاری در نیروی کار وفادار که "واقعاً می بیند راهی در پیش است" ، نتیجه خواهد داد ، بنابراین "آنها قصد ندارند از کشتی بپرند فقط به این دلیل که کسی ممکن است چند دلار اضافی بپردازد."
با برچسب زدن کارگران سطح پایین به عنوان "غیر ماهر" و اعمال الزامات آموزشی ضمن حذف برنامه های آموزشی حین کار ، کارفرمایان نسل هایی از کارکنان بالقوه مادام العمر را که می توانند مولدتر ، سرمایه گذاری و آگاهی بیشتری در مورد فرهنگ شرکت داشته باشند ، دور می اندازند. این ضرر برای همه است – نه فقط برای کسانی که به پایین ترین سطح اقتصاد سقوط کرده ایم.

source

توسط perfectmoment